X
تبلیغات
آموزش زبان عربی - تعلیم اَللغة العَربیة - سال سوم دبیرستان ( ریاضی و تجربی)
 
آموزش زبان عربی - تعلیم اَللغة العَربیة
سه شنبه هجدهم مهر 1391 :: 0:40 ::  نويسنده : م بایگانی

اقسام فعل : فعلها براساس داشتن حروف عله و نداشتن آن به دو دسته تقسیم می شود

1) .فعل صحیح:فعلی که هیچ یک از حروف اصلی آن جزء حروف عله نباشد.که 3نوع است:(مهموز ، مضاعف، سالم)

الف) فعل مهموز : فعلی که یکی از حروف اصلی آن همزه باشد مانند(أخذَ ، یأکلون ، قَرأ)

ب) فعل مضاعف: فعلی که دو حرف از حروف اصلی آن شبیه هم باشند.مانند(مَرَّ، یََمُرُّ ، حَلَّ ، زلزلَ )

ج)فعل سالم :فعلی که نه مهموز باشد ونه مضاعف ونه معتل . مانند( خَرَجَ ، یکتبُونَ ، جاهدتم ،أرسلنا)

2) فعل معتل: فعلی که یک یا دوحرف از حروف اصلی آن جزء حروف عله باشد.مانند:(وصلَ، یقولُ، یدعُو،وَفَی) که 4 نوع است:

الف) فعل مثال: فعلی که اولین حرف از حروف اصلی آن (فاء الفعل) حرف عله باشد. مانند :( وَعَد ، وَصَلَ ، یَسر،یعِدونَ)

ب)فعل اجوف: فعلی است که دومین حرف از حروف اصلی آن حرف عله باشد.مانند: (قالَ یقولُ ،باعَ یبیعُ ، خافَ یخافُ)

ج) فعل ناقص:فعلی است که آخرین حر ف از حروف اصلی آن حرف عله باشد.مانند:(دَعا یَدعُو ، هَدَی یَهدِی)

د) فعل لفیف: فعلی که دو حرف از حروف اصلی آن جزء حروف عله باشد.مانند:(هوَی ، وفَی)

نکته: یک فعل معتل می تواند مهموز هم باشد مانند (أذی) :اذیت کرد و(أتی) :آمد که هم معتل وهم مهموزند. اما یک فعل نمی تواند هم سالم باشد وهم معتل زیرا با تعریف یکدیگر در تضادند.



ادامه مطلب ...
شنبه چهاردهم آبان 1390 :: 1:9 ::  نويسنده : م بایگانی

عربی سوم دبیرستان ( عمومی )

درس اول

خدایا خدایا فقیری به سوی تو آمده است

خدایا

از جانب خود رحمتی بر ما ارزانی دار زیرا تو بسیاربخشنده هستی.

پروردگارا، آنچه را که به وسیله‌ی فرستادگانت به ما وعده داده‌ای، به ما عطا کن!

روزی که هر کسی، آنچه را از کار نیک به جای آورده، حاضر شده می‌یابد.

پروردگارا، در دلم نور و بینایی و فهم و دانش قرار بده.

پروردگارا، مرا با هدایت به سخن بیاور و به من پرهیزکاری الهام کن و مرا به روش الهی موفق کن.

الهی، اگر من سزاوار رحمت تو نیستم توخود سزاواری که با لطف بی‌کران خود، بر من بخشش روا داری.

و خداوند به شما وعده‌ی آمرزش و بخشش از جانب خود می‌دهد.

ای خدای من

دیدار تو میل و خواسته‌ی من و خشنودی تو آرزویم است .

پس دیدار و خشنودیت را به من عطا کن (برایم فراهم کن).



ادامه مطلب ...
چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 :: 0:6 ::  نويسنده : م بایگانی

قواعد درس هفتم از کتاب سوم ( تجربی ریاضی )

منادی

یکی دیگر از منصوبات سال سوم دبیرستان مبحث منادی است .

تعریف منادی: اسم منصوبی است که بعد ازحرف ندا می آید وتوسط آن کسی یاچیزی را مورد خطاب قرار می دهد . و منادی اسم ندا شده ( اسم مفعول) و حروف ندا عبارتند از ( یا , ایا , هیا ) و منادی به 4 دسته تقسیم می شود .

1-     منادای علم ( مفرد ) : مبنی بر ضم

2-     منادای مضاف : معرب و منصوب

3-     منادای نکرة مقصوده :  مبنی بر ضم

4-     منادای شبه مضاف : معرب و منصوب

 



ادامه مطلب ...
سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 :: 23:39 ::  نويسنده : م بایگانی

نقد عربی سوم      تجربی – ریاضی       

                                                                مقدمه:

با اینکه واژه نقد و انتقاد در اذهان بیشتر مردم واژه خوشایندی نیست اما این واژه نزد صاحبان اندیشه و خرد ابزاری برای تعالی و پیشرفت در کارها می باشد و باعث می شود تا صاحبان اندیشه و خرد به نقاط ضعف خود در کارهای مورد نظر بپردازند و آنها را به نقاط مثبت و قوت خود تبدیل نمایند.

در زمینه امور آموزشی و تربیتی هر انتقاد مثبت و سازنده ای خود ، عاملی برای سوق دادن افراد تحت تعلیم و تربیت به سوی اهداف مورد نظر و مطلوب میباشد.

آنچه در پیش رو داریم نقدی مختصر بر کتاب عربی (3) رشته های علوم تجربی و ریاضی و فیزیک می باشد، که امید است مسئولین و مؤلفین محترم با بلند نظری و شرح صدر خویش آنرا مورد توجه و امعان نظر قرار داده و در صورت صلاح دید برای سالیان آتی مورد عمل قرار دهند . در این مجموعه سعی شده دروس و موضوعات آنها به صورت مجزا مورد نقد و بررسی قرار گیرد و تمام موارد گنجانیده شده در کتاب مورد بررسی قرار گیرد.

لازم به ذکر است آنچه در این نوشتار آمده است بیشتر به ذکر اشکالات و نقایص موجود در کتاب پرداخته است .

(باطلاع میرساند دبیرخانه هیچ گونه دخل وتصرفی در ارائه نظر همکاران راجع به نقد عربی (3) نداشته ،وصرفاً جمع بندی آن را به عهده داشته است)



ادامه مطلب ...
جمعه نوزدهم فروردین 1390 :: 17:51 ::  نويسنده : م بایگانی

قواعد درس ششم از كتاب سوم تجربي و رياضي

استثناء

استثناء : در لغت به معنی جدا كردن  ودر اصطلاح جدا كردن  حكم كسي يا چيزي از گروه يا دسته ي ديگر که به آن استثناء گفته مي شود.

در استثناء چند کلمه بسیار اهمیت  دارد 1) مستثنئ      2) مستثنئ منه     3) ادات استثناء

1) مستثنئ : اسمي است منصوب كه بعد از ادات استثناء قرار مي گيرد و از گروه يا دسته ديگري جدا مي شود.

2) مستثنئ منه : اسمي است كه قبل از ادات استثناء قرار مي گيرد و مستثنئ از آن جدا مي شود و در جمله مي تواند مبتدا ،خبر، فاعل ،مفعول به و... باشد.

3) ادات استثناء : كلماتي هستند كه بوسيله آنها مستثنئ را از مستثنئ منه جدا مي كند.(اِلّا، غَيْر،سِوي)

 



ادامه مطلب ...
یکشنبه هشتم اسفند 1389 :: 0:42 ::  نويسنده : م بایگانی

قواعد درس پنجم از كتاب سوم تجربي و رياضي

تميز:  در لغت به معني تشخيص دادن امّا در اصطلاح اسم نكره منصوب جامد كه ابهام كلمه يا جمله ماقبل خودرا برطرف مي كند . تميز به دوسته تقسيم مي شود

الف) تميز مفرد (ذات)  ب) تميز جمله (نسبت )

تميز مفرد : تميزي  كه ابهام كلمه ما قبل خود را برطرف كند تميز مفرد گويند.

موارد تميز مفرد: اسم نكره منصوبي كه بعداز اسماء مبهم مانند وزن (كيلو- منّ - مثقال – غرام - ذره   ) و پيمانه(كأس- قدح – كوب ) مساحت (متر – كيلو متر – هكتار) وعدد (معدود عددسه به بعد )وكمْ(استفاميه وخبريه) بيايد نقش تميز را دارد .  اشتريتُ كيلواً تفا حاً . شربْتُ كوباً شاياً . اشتريتُ متراً قماشاً.   جاء احد عشَر تلميذاً

تميز جمله (نسبت) : اسم نكره منصوب كه ابهام جمله ماقبل را بر طرف مي كند ، تميز نسبت گفته مي شود .

موارد تميز جمله (نسبت) :1- اسم نكره منصوب جامد(با فاصله وبدون فاصله ) بعد از اسم تفضيل بيايد نقش تميز را دارد . هوَ اكثرُ الناسِ ِ نجاحاً نكته : كلمه خير وشرّ اگربتر تيب به معني خوب تر وبدتر باشد اسم تفضيل مي باشد.  العلماءُ خيرُ الناس ِ علْماً  تميز

2-  اسم نكره منصوب بعد از ريشه فعل هايي مانند زاد(يزداد) ،ملأ(امتلأ) ، فاض ، طاب، حسن ، كثُرَ ،كبر،تقّدم، تميّزَ،يمتازُ كفي، وسع ، تفتّحَ ، سقط، ارتفع، احصي ،غرس ، حفظ، اضاء، فجّرَ،رتّبَ، جفَّ، اطـمإنَّ ،نظم ،بيايد نقش تميز را دارد  .يزداد المسلمون نفوساً .        تميز

اصل تميز : تميز نسبت منقول از(در اصل ) فاعل ومفعول ومبتدا است. يعني قبل از اينكه تميز واقع شود نقشهاي فاعل ومفعول  ومبتدا را  داشته است . اگر جمله اسميه باشد يا اينكه در جمله اسم تفضيل باشد تميز در اصل مبتدا بوده واگر جمله فعليه باشد وقبل از تميز اسم منصوب باشد تميز در اصل مفعول مي باشد واگر قبل از تميز اسم مرفوع باشد تميز در اصل فاعل مي باشد .

نكته :اگر پيش از تميز  اسم مجرور و... باشدبه آن كلمه كاري نداريم وبه كلمه پيش ازآن مراجعه مي كنيم.يزداد المسلمون نفوساً. فجّرْنا الارضَ عيوناً. بعض الناس ِ اكثرُ نجاحاً

اصل تميز (فاعل )       اصل تميز (مفعول )        اصل تميز (مبتدا)

 



ادامه مطلب ...
یکشنبه هشتم اسفند 1389 :: 0:34 ::  نويسنده : م بایگانی

قواعد درس چهارم از كتاب سوم تجربي و رياضي

مقدمه:

اگر خواسته باشيم صحنه ي يك ماجرا را به خوبي ترسيم نماييم و حالت و چگونگي افراد آن را در كارهاي خود باز گو كنيم، چه بايد كرد؟! قيد هاي حالت و كيفيتي كه در زبان فارسي به كار مي روند، در زبان عربي چگونه هستند؟

آيا ساختار جامعي براي آن ها وجود دارد؟

با توجه به بحث كاربري فراوان قيد هاي حالت و اهميّت شناخت آنها، لازم است با اصول و قواعد آن به طور دقيق آشنا شويم.

اِختبر نفسَك!

ترجم النصّ التالي مستعيناً بالكلمات التالية:

اَلسَّيّدةُ <مُجدِّيٌّ> قَلِقَةٌ هذه الْأَيّامَ ... نَعم ... مشكلةُ الْأولادِ قَدْ شَغَلَت بالَها مَرَّةً أ ُخْرَي. اَلْقضيَّةُ هي أنَّ الْأولادَ <كيف>

يَكونون عندَ أداءِ الْواجباتِ و مُساعَدةِ الْأُمِّ و إقامةِ الصّلاةِ و غيرها مِن الْأعمالِ و الْأفعالِ ...؟ أهُم في حالِة خوفٍ أم رَغْبةٍ ؟! ... فَرَحٍ أم قَلَقٍ ؟! ... و... كانت الْأمُّ تعتَقد أنَّ أولادَها في حالةِ رَغْبةٍ و فَرَحٍ عند أداء الْواجباتِ ... فلا جَبْرَ و لا خوفَ و لا...

ولكنَّ أحدَ الْأقرباءِ أدْخَل الشَّكَّ في قلب الْوالدةِ في الْأُسبوعِ الْماضي ...!

أمّا .....

خانم مجدّي تصور ديگري داشت. او مطمئن بود كه بچّه ها كارهاي خود را با ميل و رغبت انجام مي دهند! حالا شما فكر مي كنيد چگونه خواهد توانست اين موضوع را در قالب جملات بيان كند؟!

نمونه

يجتهد الطالبُ في عمله راضياً. (رَضَيَ)

يُصلّي الوالدُ في المسجد خاشعاً. (خَشَعَ)

يَعيش المؤمنُفي الدنيا قانعاً. (قَنِعَ)

در جمله ي اول دانش آموز با خشنودي كوشش مي كند و در جمله ي دوم پدر با فروتني در مسجد نماز مي خواند و در جمله ي سوم مؤمن قانع در دنيا زندگي مي كند. مسلماً با نقش هاي فاعلي و جار و مجرور موجود در جمله ها آشنا هستيد امّا <راضياً ، خاشعاً ، قانعاً> چطور؟

1- للتدريب:

أكمل الفراغ حسَبَ النموذج:

1)      يذهب الطالبُ إلي المدرسة ....... . (مَشي) (دانش آموز پياده به مدرسه مي رود.)

2)      رَجَعَ الطّفلُ إلي أُمّة ....... . (ضَحِكَ) (كودك خندان به سوي مادرش برگشت.)

3)      يَعمل الوالدُ في البيت ...... . (رَغِبَ) (فرزند با ميل در خانه كار مي كند.)

برخي از كلمات در جمله ، حالت و چگونگي يك اسم را در هنگام وقوع فعل نشان مي دهند. اين گونه كلمات كه جنبه ي وصفي دارند «حال» (قيد حالت)ناميده مي شوند و اسم توصيف شده «صاحب حال» يا «ذوالحال» مي باشد.

 



ادامه مطلب ...
شنبه هفتم اسفند 1389 :: 21:46 ::  نويسنده : م بایگانی

قواعد درس سوم از كتاب سوم تجربي و رياضي

قاعده درس سوم درباره ی یکی دیگر از منصوبات , مفعول مطلق  می باشد  که منصوباتی که قبلا خوانده ایم (مفعول به – اسم حروف مشبهه بالفعل-خبر افعال ناقصه – اسم لای نفی جنس )

 

مفعول مطلق  دو نوع می باشد 1- مفعول مطلق تأكيدي 2- مفعول مطلق نوعي (بياني)

    تعريف مفعول مطلق تأكيدي : مفعول مطلق تأكيدي , اسم منصوبي است كه كه از نوع جنس فعل , فعل خود را مورد تأكيد قرار مي دهد. واین مصدر بصورت تنها بکار می رود وبعد از آن صفت و مضاف الیه بکار نمی رود .مانند :

يَجتهدُ الطالبُ في دروسهِ اجتهاداً.         نَزَّلَ اللهُ القرآن تنزیلاً          صلوا علیه و سَلِّموا تسلیماً

                                   مفعول مطلق تأكيدي                       مفعول مطلق تأكيدي                           مفعول مطلق تأكيدي

اصبروا علی المصائبِ صبراً              استغفرُ ربِّی استغفاراً

                     مفعول مطلق تأكيدي                          مفعول مطلق تأكيدي

 نكته مهم 1 : در ترجمه ی  مفعول مطلق تأكيدي از قیدهایی مثل کاملاً , قطعاً , بی شک ,  حتماً , مسلّماً استفاده می کنیم .                                          

نكته مهم  2 :  مفعول مطلق از جهت مجرد و مزید بودن با فعلش مطابقت دارد .درثلاثی مجرد سماعی در ثلاثی مزید قیاسی است .



ادامه مطلب ...
چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 :: 23:29 ::  نويسنده : م بایگانی

قواعد درس دوم از كتاب سوم تجربي و رياضي

      پيش از اين آموختيد كه گروهي از فعل ها داراي حرف علّه (و ـ ا ـ ي) هستند كه همين امر موجب اختلال در صرف عادي آن ها مي شود. چون هر زباني بررواني و شيوايي كلمه هاي آن تأكيد دارد، لذا در صرف فعل هاي معتل عربي همين قاعده رعايت شده است به طوري كه براي سهولت تلفظ ، تغييراتي در ساختار فعل هاي معتل به وجود مي آيد.

حالا به وزن و موسيقي كلمات زير توجه مي آيد .

دَعا (دعا كرد ، فرا خواند)       هَدَي (هدايت كرد)     رَجا   (اميد داشت ، تقاضا كرد)            

رَمَي (پرتاب كرد ، انداخت)

     همه ي كلمات فوق فعل هستند و هيچ دشواري در تلفّظ ندارند؛ بايد توجه داشت كه اين بار آخرين حرف از حروف اصلي فعل حرف « علّه » است .

 



ادامه مطلب ...
شنبه هشتم آبان 1389 :: 0:47 ::  نويسنده : م بایگانی

قواعد درس اول از كتاب سوم تجربي و رياضي

فعل از نظر تعداد حروف اصلي

ريشه يا ماده ي بسياري از از فعل ها سه حرفي (ثلاثي مجرد) است ؛ مانند : قَرَاْنا ( قرأ ) ، يَكْتُبُ ( كَتَبَ ) ، فَرَّحَ ( فَرِحَ ) ، اِسْتغفرَ ( غَفَرَ ) . ما به طور مسلم با صرف چنين فعل هايي آشنا هستيم ، اما وقتي يكي از حروف  « الف ، و ، ي »   وارد ريشه ي اصلي فعل مي شود صرف عادي آن را دچار مشكل مي كند و زيبايي و رواني فعل را مختل مي سازد ؛

لذا براي فرار از اين معضل و اشكال ، گاهي لازم است فعل از صرف معمول خود خارج شود تا هم چنان شيوايي و رواني خود را حفظ كند .

به عنوان نمونه هجاهاي زير در زبان عربي فصيح كاربرد ندارد :

1- دو حرف ساكن در كنار هم ( بر خلاف زبان فارسي ) : قُوْلْ ( امر« تَقُولُ » ) ، لم يَقُوْلُ

2- ابتدا به ساكن: دْعُ  ، هْدِ

3- قرا گرفتن « و ـ ي» ميان دو مصوّت (حركت) كوتاه  ( ـَـِـُـ ) : قَوَلَ ، بَيَعَ

4- قرا گرفتن «  و ـ ي » متحرك پس از سكون  : يَقُولُ ، يَبْيِعُ

چنين فعل هايي را كه مشكل صرف دارند ، فعل « معتل » يا مريض مي نامند.

 



ادامه مطلب ...


 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک